محمد مهدى ملايرى
366
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
هفتگانه ممتاز بود و در كتب عربى عنوان او را ملك اهواز نوشتهاند « 1 » . و درجه او بالاتر از آزادبه مرزبان حيره همسايه غربى او بود « 2 » . اين هم ناگفته نماند كه در ترجمهء فارسى كتاب عائشة در دوران معاويه ، به نقل از كتاب الاستيعاب ( 2 / 174 - 182 ) و كتاب أسد الغابة ( 3 / 31 - 23 ) و كتاب الاصابة ( 2 / 190 - 196 ) آمده است كه پدر صهيب صحابى معروف از طرف شاه ايران حاكم ابلّه بوده « 3 » . گمان مىرود آنچه باعث اين التباس شده اين باشد كه سنان پدر صهيب هم همان سمتى را در نگاهبانى پادگانى حاشيه صحرا مىداشته كه قيس بن مسعود داشته و وجه معاش او هم مانند قيس و ديگر نگاهبانان از درآمدهاى بندر ابلّه پرداخت مىشده . اعراب در ابلّه حملهء به ابلّه را در فاصلهء بين فتح حيره و جنگ قادسيّه نوشتهاند . جنگ حيره در تاريخها به نام يوم مهران معروف شده . مهران كه اين رويداد را به نام او نامگذارى كردهاند ، فرمانده يك نيروى دوازده هزار نفرى بود كه از پايتخت آشفتهء ايران براى مقابله با اعرابى اعزام شده بود كه در محلى به نام ديرهند در مجاورت حيره ، به قصد حمله به آنجا اردو زده بودند . نام كامل او را مهران پسر مهربنداد همدانى نوشتهاند . عربهايى كه در آنجا و در محلى به نام نخيله
--> ( 1 ) . گويا فرمانروايانى كه از اين خاندانهاى ممتاز بودهاند با عنوان شاه خوانده مىشدهاند و تاجى كوچكتر از شاه ساسانى مىداشتند . در تاريخ بلعمى در شرح حال هرمزان فرمانرواى خوزستان كه او هم از خاندانهاى هفتگانه بود آمده كه ملك اهواز هرمزان بود . . . و اكاسره ايشان را دستورى داده بودند كه تاج بر سر نهادى ، و در عجم هفت ملك بودند كه به دستور ملكتاج داشتند زيرا كه به نسبت با ملك راست بودند ، و تاج ايشان كوچكتر از تاج ملك بود . ( ترجمهء تاريخ طبرى به تصحيح دكتر مشكور ، ص 308 ) . ظاهرا علاوه بر كلاه ، كمربند را هم به زر و گوهر مىآراستهاند و آن هم علامت شرف و اعتبار بوده در شاهنامه غالبا كلاه و كمر با هم آمده . ( 2 ) . به گفته طبرى ( 1 / 38 - 2027 ) آزاد به مرزبان حيره به نصف شرف بود و قيمت كلاهش پنجاه هزار درهم بود . ( 3 ) . اين كتاب كه اصل آن به عربى است تأليف آقاى مرتضى العكسرى است و ترجمهء فارسى آن در تهران چاپ شده و مطلبى كه از آن نقل شده از ص 45 آن ترجمه است .